محمد مفيد مستوفى بافقى
430
جامع مفيدى ( فارسى )
اثر نزهت اين آبوهوا دانى چيست * اثر فيض قدوم ملك ايرانست آن شهنشاه جهانبخش كه از معدلتش * رشك فردوس برين كلبهء درويشانست خنك آنكس كه درو رخت اقامت بنهد * زآنكه اين مرحله سرمنزل بيكارانست اندرين عرصه مده زحمت كس گر خواهى * روضهء خلد كه مأواى كم آزارانست غرض آسايش احباب بود ورنه غياث * كى دلش را هوس قصر و سر ايوانست هشت بيت است كه دم مىزند از هشت بهشت * حوريش بكر سخن حسن خطش غلمانست و در ايام زندگانى در آنجا مأوى داشت و چون ثبات و دوام در عالم محنت - فرجام هيچ فرد از طوايف انام را ميسر بيست او نيز اقتدا به قدما كرده از لباس حيات عارى گشته خانهء تن از ميهمان روح بازپرداخت ، مصراع : بقاى جاودانى نيست ممكن . و چند وقت قبل از آنكه متوجه سفر عقبى گردد زبان به اداى اين رباعى گشاد ، رباعى : افسوس كه رفت حاصل عمر به باد * فرياد ز ايام جوانى فرياد [ 317 ب ] اى پير خرف مگر نمىآرى ياد * سودا به ميان شصت و هفتاد افتاد و از آنجناب شش پسر به يادگار ماند ، چنانچه طوطى نطق شكرافشانش اشاره به آن نموده ، نظم :